بیماری ها

افسردگی و سایر اختلالات رفتاری ناشی از ام اس

Depression and other behavioral disorders in Multiple Sclerosis

بیماری ام اس علاوه بر علائم فیزیکی، ممکن است عواقب عاطفی شدیدی داشته باشد. ممکن است در ابتدا سازگاری با اختلالی که غیرقابل پیش بینی، با سیر نوسانی و خطر پیشرفت به ناتوانی فیزیکی است، دشوار باشد. کمبود دانش در مورد این بیماری بر اضطراب هایی که معمولاً در افراد تازه تشخیص داده شده تجربه میشود، می افزاید.

علاوه بر واکنشهای عاطفی نسبت به بیماری، از بین رفتن میلین و آسیب به رشته های عصبی مغز نیز می تواند منجر به تغییرات عاطفی شود. برخی از داروهای مورد استفاده در MS نیز می توانند تأثیرات چشمگیری بر احساسات داشته باشند.

تغییرات عاطفی در بیماری MS بسیار شایع است، آنها واکنشی به فشارهای زندگی ناشی از یک بیماری مزمن و غیرقابل پیش بینی و به دلیل تغییرات عصبی و ایمنی ناشی از بیماری است. دوره های افسردگی (که متفاوت از غمگین بودن های طبیعی و ناشی از بروز آسیب و تغییرات ناشی از بیماری MS است)، تغییرات خلقی، تحریک پذیری و دوره هایی از خنده و گریه غیرقابل کنترل (اثر سودوبولبار (Pseudobulbar affect/PBA)) چالش های قابل توجهی برای مبتلایان به ام اس و اعضای خانواده آنها به وجود می آورد.

اثر سودوبولبار نوعی اختلال است که در آن فرد ناگهان شروع به خندیدن یا گریه می کند. این واکنش توسط هیچ چیزی – مانند یک شوخی خنده دار یا یک فیلم غم انگیز – تحریک نمی شود. فرد بدون هیچ دلیل واقعی ناگهان شروع به خنده یا گریه کردن می کند و نمی تواند جلوی آن را بگیرد. طبق انجمن ملی ام اس، حدود 10٪ از افراد مبتلا به ام اس مبتلا به PBA هستند.

محققان شروع به تعریف دسته های خاصی برای تغییرات خلقی، عاطفی گرایی (Emotionalism) و اختلالات عاطفی ای که ممکن است مبتلایان به ام اس تجربه کنند، کرده اند. حتی در این صورت ممکن است تغییراتی را تجربه کنید که به طور دقیق در این دسته ها قرار نگیرند. در عوض شما ممکن است ویژگی هایی را از یک یا چند دسته داشته باشید، طوری که جنبه های خاص برخی از آنها از دیگران قوی تر است.

علائم ام اس و نشانه های بیماری مولتیپل اسکلروز

علائم ام اس ممکن است خفیف یا شدید، کوتاه یا طولانی مدت باشند و ممکن است در ترکیب های گوناگونی ظاهر شوند. تظاهرات بیماری با ناحیه درگیر در سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System/CNS)، تعداد و شدت نواحی آسیب دیده تعیین می شود. علائم بیماری در تقریباً 70 درصد از بیماران مبتلا به MS، به خصوص کسانی که در مراحل ابتدایی آن قرار دارند، به صورت جزئی یا کامل بهبود خواهند یافت. برای مطالعه توضیحات کامل در مورد علائم ام اس اینجا کلیک کنید.

تغییرات عاطفی دیده شده در ام اس

  • دوره هایی از افسردگی شدید و همچنین علائم خفیف تر افسردگی.
  • سوگ برای خسارات مرتبط با این بیماری.
  • استرس و واکنش به موقعیت های استرس زا.
  • پریشانی و اضطراب عمومی.
  • ناتوانی احساسی یا تغییرات خلقی.
  • اثر سودوبولبار (PBA) – خنده و/یا گریه غیرقابل کنترل. رفتار نامناسب مانند پرخاشگری جنسی.

ناتوانی عاطفی (Emotional lability)، که غالباً تحت عنوان “دمدمی بودن (Moodiness)” یا “نوسانات خلقی (Mood swings)” شناخته می شود، ممکن است افراد مبتلا به ام اس را درگیر کند و به صورت تغییرات سریع و به طور کلی غیرقابل پیش بینی در احساسات آشکار میشود. اعضای خانواده ممکن است از عصبانیت های مکرر یا تحریک پذیری شکایت کنند. مشخص نیست که آیا اختلالات عاطفی مشاهده شده در ام اس ناشی از اختلال مربوط به این بیماری است یا به دلیل برخی آسیب های عصبی در مغز ایجاد میشود. علت آن هرچه باشد، ناتوانی عاطفی می تواند یکی از ویژگی های چالش برانگیز ام اس از نظر زندگی خانوادگی باشد.

در ناتوانی عاطفی نمی توان احساسات و نحوه بروز آنها را مانند گذشته کنترل کرد. درعوض افراد احساسات خود را با فراز و نشیب های سریعی تجربه میکنند. ممکن است افراد دریابند که احساساتشان به راحتی تحریک شده، آزادانه ابراز میشود و سریع و خود به خود تغییر میکنند. به عنوان مثال شما ممکن است به صورت نامناسب، اغراق آمیز و به راحتی گریه کنید یا ناگهان از چیزی بسیار عصبانی شوید. این فوران های عاطفی هرچه که باشند – گریه، عصبانیت، خنده یا هر چیز دیگری – معمولاً توسط یک اتفاق خاص به وجود می آیند.

شایع ترین تغییرات عاطفی در بیماری ام اس شامل موارد زیر است:

  • غم و اندوه: واکنشهای طبیعی نسبت به تغییرات و/یا زیانهایی که ام اس می تواند ایجاد کند. این احساسات احتمالاً در طول بیماری کم و زیاد میشوند.
  • نگرانی، ترس، دمدمی بودن، تحریک پذیری و اضطراب: انواعی از واکنش های طبیعی علی رغم غیرقابل پیش بینی بودن. هر کسی در مواجهه با چالش های دشوار این بیماری ممکن است تحریک پذیر و مضطرب شود.
  • افسردگی: یکی از رایج ترین علائم ام اس است.

افسردگی، اضطراب مداوم و تحریک پذیری شدید حتی در مبتلایان به ام اس طبیعی و اجتناب ناپذیر نیست، اما با این حال بسیار رایج هستند. این تغییرات دقیقاً مانند هر یک از علائم جسمی بیماری به درمان نیاز دارد. تغییرات خلقی می تواند باعث درد و پریشانی قابل توجهی در افراد شود.

دمدمی بودن و تحریک پذیری

دمدمی بودن و تحریک پذیری ممکن است به صورت تغییرات سریع و به طور کلی غیرقابل پیش بینی در احساسات ظاهر شود. اعضای خانواده ممکن است از عصبانیت های مکرر یا تحریک پذیری بیمار شکایت کنند.

افزایش تحریک پذیری و دمدمی بودن میتواند دلایل مختلفی داشته باشد:

  • بسیاری از افراد افسرده تحریک پذیر یا دمدمی می شوند.
  • تغییرات در مغز ممکن است عامل آن باشد.
  • چالش های زندگی با ام اس میتواند بسیاری از افراد را تحریک پذیر کند.

علت آن هرچه باشد، ناتوانی عاطفی می تواند یکی از جنبه های چالش برانگیز ام اس از نظر زندگی خانوادگی باشد. مشاوره خانواده ممکن است در برخورد با ناتوانی عاطفی بسیار مهم باشد، زیرا احتمالاً تغییر روحیه در همه افراد خانواده تأثیر میگذارد.

تشخیص صحیح اختلال بیمار برای شناسایی درمان مناسب ضروری است. درحالی که داروی ضدافسردگی در صورت بروز افسردگی بهترین روش درمانی است، یک داروی تثبیت کننده خلق و خو ممکن است به تغییرات شدید خلقی و فوران های عاطفی کمک کند.

سرخوشی

سرخوشی (Euphoria) با خلق و خوی دائماً شاد، به ویژه در مواقع دشواری، مشخص می شود. ممکن است بیماران به طور عجیبی نسبت به وخامت جسمی پیشرونده خود بی توجه باشند و ممکن است با توجه به شرایطشان احساس خوش بینی داشته باشند که نا به جا است.

در بعضی از افراد، هم خلق و خوی آنها و هم نحوه بیان احساساتشان با سرخوشی است. در حالی که در دیگران ابراز خوش بینی در ظاهر نمی تواند بر احساس ناامیدی واقعی درونی شان سرپوش بگذارد.

ام اس و رفتار نامناسب

درصد بسیار کمی از افراد مبتلا به ام اس رفتار نامناسبی مانند بی مهاری جنسی (Sexual disinhibition) از خود نشان می دهند. بی مهاری یکی از نادرترین علائم رفتاری ام اس است و فقط درصد بسیار کمی از افراد به آن مبتلا هستند. تصور میشود که این نوع رفتار تا حدی ناشی از آسیب ام اس بر عملکردهای مهاری طبیعی مغز است.

این رفتارها همچنین ممکن است نشان دهنده قضاوت بسیار ضعیف درباره اختلالات عملکرد شناختی ناشی از ام اس باشد. چنین رفتاری به طور کلی از عهده فرد خارج است و نشانه ضعف اخلاقی یا تمایلات جامعه ستیزی نیست.

درمان این مشکلات پیچیده است. فرد مبتلا به ام اس ممکن است به نوعی داروی روانپزشکی احتیاج داشته باشد و شاید همراه با روان درمانی باشد. اعضای خانواده احتمالاً به مشاوره حمایتی نیاز خواهند داشت زیرا این رفتارها غالباً تکان دهنده و مخل هستند. در برخی موارد ممکن است فرد مبتلا به نظارت برای جلوگیری از بروز رفتارهای مذکور نیاز داشته باشد.

زود عصبانی شدن – هشدار!

این موضوع که یک نفر چقدر از نظر عاطفی تحت تأثیر قرار گرفته و چقدر می تواند موقعیتی را که در آن قرار گرفته است کنترل کند، احتمالاً به خودش بستگی دارد. گاهی صرفاً صحبت با همسر، والدین یا دوست ممکن است همه آن چیزی باشد که بیمار به آن نیاز دارد. کسی که مطمئن نیست یا نمی تواند تصویری واضح از آنچه برای او اتفاق می افتد یا نحوه مقابله با آن داشته باشد، باید با متخصص مغز و اعصاب خود صحبت کند و از او کمک بگیرد. گروه های حمایتی زیادی به طور خاص برای بیماری ام اس در دسترس هستند. اگر احساس می کنید که باید شخصی را ببینید، به این معنی نیست که دیوانه شده اید، بلکه صرفاً به معنی انسان بودن شماست. تفاوت نحوه برخورد افراد با غم و اندوه در هر کسی متفاوت است.

غم و اندوه ناشی از هر نوع از دست دادن، یک فرآیند طبیعی و سالم است. مبتلایان به ام اس می توانند از تغییرات ناشی از بیماری – که با تشخیص جدیدی که زندگی و تصویر فرد از خود را تغییر میدهد و هر زمان که این بیماری باعث از دست دادن یا تغییر قابل توجهی میشود، دوباره شروع می شود – ناراحت شوند. روند اندوه داشتن اولین قدم برای یادگیری نحوه سازگاری با تغییرات زندگی و حرکت رو به جلو است. با توجه به علائم و تغییرات زیادی که ام اس می تواند ایجاد کند، بسیاری از افراد مبتلا به ام اس می توانند انتظار داشته باشند که روند عادی غم با گذشت زمان از بین برود. غم و اندوه “عادی” کاملاً بر عهده خود شخص است.

مدل کوبلر-راس (Kübler-Ross)، تدوین شده توسط الیزابت کوبلر-راس (Elisabeth Kübler-Ross)، به ما می گوید که پنج مرحله مجزا در مورد چگونگی برخورد مردم با غم و اندوه وجود دارد: انکار، خشم، غر زدن، چانه زنی و پذیرش.

۵ مرحله اندوه

مرحله 1 – شوک و انکار

شوک و انکار معمولاً اولین واکنش افرادی است که تغییرات برنامه ریزی نشده ای را تجربه می کنند. در این مرحله از چرخه از دست دادن، طبیعی است که افراد احساس گیجی و ترس کرده و بخواهند مقصر را سرزنش کنند. با این حال بسیاری از افراد هنگام مواجهه با یک تغییر برنامه ریزی نشده، بی احساس میشوند؛ مانند اینکه در حالت خلبان اتوماتیک هستند. افراد معمولاً در این مرحله از تصمیم گیری یا اقدام خودداری میکنند. در این مرحله افراد معمولاً قادر به عملکرد یا انجام کارهای ساده و معمول نیستند.

انکار برای مدت کوتاهی گاهی اوقات میتواند سالم باشد، اما انکار طولانی مدت می تواند عواقب ویرانگری را برای فرد و موقعیت او ایجاد کند. انکار اتفاقی که افتاده یا احساس درد و ترس، روشی است که افراد با استفاده از آن هنگام مواجه شدن با یک وضعیت دردناک از خود محافظت می کنند اما انکار مداوم درد و ترس، مانع انجام کاری در مورد آنها خواهد شد.

مرحله 2 – خشم

خشم حالتی است که اغلب به شدت احساس میشود. عصبانیت با احساس انتقاد کورکورانه، نفرت، شک به خود، خجالت، آزار، شرم، صدمه، ناامیدی و اضطراب مشخص میشود. گرچه ممکن است مردم در این مرحله به دنبال شخص مقصر باشند، اما معمولاً بهتر می فهمند چه اتفاقی در حال افتادن است. اگر کسی نباشد که بتواند عصبانیت یا سرزنش خود را بر سر او خالی کند، ممکن است احساس ناتوانی بر او غلبه کرده و خشمش از بین برود. برخی از افراد با مسئولیت پذیری در موقعیتی که کنترل کمی بر آن داشته اند، این مسئله را به عهده خودشان می گذارند.

مردم غالباً می ترسند که اگر اجازه دهند خشم و عصبانیتی که احساس می کنند را قبول کنند، فوراً آن را ابراز کرده و به گونه ای عمل کنند که بعداً پشیمان شوند. با این حال با اعتراف نکردن حس از دست دادن و درد خود به خویشتن و افراد نزدیک، از انجام هر کاری در این شرایط منع میشوند. همچنین از ادامه کار آنها جلوگیری میشود. بعضی از افراد در این مرحله گیر می کنند.

برای ابراز خشم به روشی مثبت، مردم باید دیدگاه خود در مورد وضعیت را تغییر دهند. همچنین خوب است که با دیگران در این باره صحبت کنند یا احساسات آنها را یادداشت کنند تا بفهمند برای کاهش شدت احساسات چه کاری باید انجام دهند. گزینه دیگر این است که خشم را از طریق یک ورزش فعال یا یک فعالیت بدنی سریع به انرژی تبدیل کرده یا آن را از طریق نواختن یک ساز موسیقی بیان کنند.

مرحله 3 – افسردگی و جدا شدن

مرحله سوم چرخه از دست دادن – افسردگی و جدا شدن – با احساس درماندگی، ناامیدی و فکر بیش از حد مشخص می شود. مردم غالباً احساس ضعف و کمبود انرژی داشته و هیچ تمایلی به انجام کاری ندارند. کناره گیری از فعالیت ها و افراد دیگر معمول است. از آنجا که تصمیم گیری در این مرحله نیز دشوار است، در صورت نیاز به تصمیم گیری مهم، از یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستان خود بخواهید که به شما کمک کند.

مرحله 4 – گفتگو و چانه زنی

مرحله چهارم – گفتگو و چانه زنی – زمانی است که مردم برای یافتن معنی و مفهومی در آنچه که اتفاق افتاده است، تلاش می کنند. آنها شروع به تماس با دیگران می کنند و می خواهند داستان خود را تعریف کنند. افراد پس از ابراز احساسات، تمایل بیشتری به کشف گزینه های دیگر پیدا می کنند. با این حال آنها ممکن است هنوز عصبانی یا افسرده باشند. افراد مرتباً از یک مرحله به مرحله دیگر حرکت نمی کنند، بلکه مراحل با هم همپوشانی دارند و افراد اغلب به مراحل اولیه برمی گردند.

مرحله 5 – استعفا و پذیرش

در این مرحله مردم آماده کشف و بررسی گزینه های خود هستند. با پیشرفت مرحله پذیرش طرح جدیدی شروع به شکل گیری می کند یا حداقل دست مردم برای انتخاب گزینه های جدید باز میشود.

بازگشت به “عادی” وضعیت “طبیعی” عملکرد فرد با در حین مراحل فوق مختل می شود. پس از گذراندن مراحل توضیح داده شده در بالا و پس از بررسی گزینه ها و تنظیم برنامه، می توان به حالت عملکرد هدفمند بازگشت. سپس افراد احساس امنیت و کنترل می کنند و از عزت نفس بهتری برخوردار میشوند. افراد برای مقابله دوباره با زندگی انرژی تازه می گیرند اما به روش های مختلفی نسبت به قبل این کار را انجام میدهند. شاید بهتر باشد به جای بازگشت به زندگی “عادی”، به پایان چرخه غم و اندوه به عنوان بازگشت به زندگی معنادار فکر کنید. “عادی” اکنون مانند “عادی” قبل نخواهد بود.

افسردگی و سایر اختلالات رفتاری ناشی از ام اس - درمان افسردگی, بیماری عصبی, افسردگی, اعصاب - %d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7

۵ مرحله اندوه و ام اس

تا زمانی که شوک و انکار وجود دارد ممکن است بترسید، اما به یاد داشته باشید که ترسی که به مقدار مناسب باشد می تواند شما را زنده نگه دارد. اگر به تصاویر MRI خود نگاه میکنید، به لرزش هایی که ممکن است داشته باشید یا به این واقعیت که بازوی خود را احساس نمی کنید توجه نمایید؛ انکار آنچه به وضوح پیش روی شماست، دشوار است. اگر بعد از آنچه مشاهده کردید هنوز انکار میکنید، از متخصص مغز و اعصاب دیگری نظر بخواهید؛ با گذشت زمان این بیماری باید برای شما واقعی تر شود.

عصبانیت کوچک و بی ارزش میتواند ناگهان بیرون بجهد، و اگر چنین شود، ممکن است فکر کنید که چقدر بیهوده است! بله مطمئناً چنین است، اما این واقعیتی است که با آن رو به رو هستید. بدانید که زندگی ادامه دارد. شما باید در زندگی خود تغییراتی ایجاد کنید و ممکن است آنهایی نباشند که شما می خواستید یا انتظار داشتید، اما این پایان دنیا نیست. فارغ از اینکه به ام اس مبتلا هستید یا خیر، تغییر در هر روز اجتناب ناپذیر است. وقتی این را فهمیدید شاید بتوانید فراتر از عصبانیت رفتار کنید و غمگین شوید. اطمینان حاصل کنید که همه اینها را از سیستم خود خارج می کنید زیرا باید ادامه دهید و زندگی کنید.

ممکن است دریابید که باید برای مدتی ساکت شوید و به کمی زمان نیاز دارید تا راجع به همه چیز خوب فکر کنید. حتی ممکن است احساس کنید از سر ناامیدی باید بر سر دیوار فریاد بزنید، این کار را انجام دهید زیرا کسی بدش نمی آید. فقط به یاد داشته باشید که اگر تمایل دارید با کسی صحبت کنید، افراد زیادی – چه شخصی چه شغلی – وجود دارند که مایل به گوش دادن به شما هستند.

افسردگی و احساس گناه به نوعی دست در دست هم می دهند. ممکن است از خود بپرسید که چگونه کسی می تواند با این مسئله روبرو شود و چرا در دنیا این اتفاق برای شما افتاده است. واقعیت ساده این است که شما هیچ کاری برای ابتلا به این بیماری انجام نداده اید و هیچ جرمی برای باری که اکنون بر دوش دارید، مرتکب نشده اید. فقط بخاطر بسپارید که هر چیزی که ممکن است شما را سنگین کند، می تواند صرفاً با اهرم مناسبی جا به جا شود. اگر همه این موارد برای شما زیاد است، به سادگی همه آنها را به مسائل کوچکتری تقسیم کنید و اینگونه ممکن است مقابله با آنها کمی آسانتر شود.

شما برای این بیماری تقاضایی نداشته اید، بنابراین سعی کنید هیچ احساس گناهی هم نداشته باشید؛ فقط بهترین کاری را که میتوانید انجام دهید. هیچ کس از شما نمی خواهد که درمانی برای بیماری ام اس پیدا کنید یا به راه حل صلح جهانی برسید. حتی یک لحظه هم احساس گناه نکنید، ام اس ارزش آن را ندارد.

اندوه و افسردگی

گاهی تشخیص اندوه از افسردگی دشوار است. با این حال، آنها از چند جهت متفاوت هستند:

• غم و اندوه ناشی از تغییر یا از دست دادن اخیر، به طور کلی محدود به زمان است و خود به خود برطرف می شود. افسردگی بالینی تداوم بیشتری داشته و علائم آن حداقل دو هفته و گاهی تا چند ماه ادامه دارد.

• شخصی که غم و اندوه را تجربه می کند ممکن است بعضی اوقات بتواند روی فعالیت های زندگی خود تمرکز کند و از آن لذت ببرد، در حالی که برای فرد افسرده ممکن است این گونه نباشد.

• اگرچه غم و اندوه به طور کلی و بدون درمان به خودی خود برطرف می شود، اما مشاوره، گروه های خودیاری و همچنین یک محیط درک کننده و حمایت کننده می تواند به شما کمک کند. افسردگی نیاز به درمان توسط یک متخصص نیاز دارد. گروه های خودیاری و انواع دیگر حمایت های عاطفی مهمند اما برای افسردگی کافی نیستند.

افسردگی

ممکن است هر کسی که با استرس فراوانی سروکار دارد یا در شرایط سختی گیر افتاده است، دچار افسردگی شود. با دانستن این مسئله، درک این موضوع که بیماری ام اس – که باعث آسیب به سلامت جسمی میشود و می تواند باعث مشکلات دائمی گردد – به راحتی می تواند اختلال خلقی ایجاد کند، آسان میشود. ام اس همچنین ممکن است با آسیب مغز باعث افسردگی شود. این بیماری ممکن است پوشش محافظ اطراف اعصابی را که به مغز در ارسال سیگنال های تأثیرگذار بر خلق و خو (حالت خوشحالی شما) کمک میکند، از بین ببرد. افسردگی همچنین عارضه جانبی برخی از داروهایی است که ام اس را درمان می کنند، مانند استروئیدها یا اینترفرون (Interferon).

مطالعات اخیر نشان داده اند که بین 40 تا 60 درصد مبتلایان به ام اس در دوره ای از بیماری خود دچار افسردگی می شوند و خطر خودکشی را از 3 تا 15 درصد گزارش کرده اند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افسردگی در ام اس فقط به دلیل تأثیرات اجتماعی و روانی ناشی از آن نیست بلکه به دلیل محل آسیب فیزیکی هم هست. افسردگی ممکن است اثرات زیست شناختی – مانند افزایش تولید سایتوکاین های التهابی (Inflammatory cytokines) – داشته باشد، که خود می تواند بیماری را تشدید کند.

متخصصان مغز و اعصاب باید در هر ویزیت بیماران را از نظر افسردگی ارزیابی کنند؛ حتی اگر علائم واضحی از آن وجود نداشته باشد. افرادی که بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند کسانی هستند که به تنهایی زندگی می کنند، سابقه اختلال عاطفی (افسردگی، اضطراب، سوء مصرف الکل) دارند، و نیز افرادی که سابقه خانوادگی بیماری روانی و استرس اجتماعی بالا دارند.

اگرچه گاهی افسردگی نوعی واکنش به تأثیراتی است که ام اس بر زندگی افراد می گذارد، اما اغلب به طور مستقیم توسط خود ام اس ایجاد می شود. افسردگی همچنین می تواند عارضه جانبی درمان های اصلاح کننده بیماری (Disease-Modifying Therapies/DMT) مبتنی بر اینترفرون باشد. صرف نظر از علت، حتماً برای افسردگی خود کمک بجویید و با پزشک خود صحبت کنید. حدود 10٪ بیماران ام اس نیز تحت تأثیر سایر بیماریهای روانی مانند اضطراب و پارانویا قرار دارند. حدود 5٪ نیز از “سندرم خندیدن / گریه کردن (Laughing/weeping syndrome)” رنج می برند – که به آن اختلال ابراز احساسات غیر ارادی (Involuntary Emotional Expression Disorder/IEED) یا اثر سودوبولبار نیز گفته میشود – و باعث میشود فرد دوره هایی از خنده یا گریه را تجربه کند که هیچ ارتباطی با خلق و خوی او یا واقعه مشخصی ندارد.

نکته ای باید کاملاً روشن شود – اگر خیلی ناراحت و افسرده هستید یا علاقه ای به چیزی ندارید، باید بلافاصله به پزشک مراجعه کنید. میتوانید با متخصص مغز و اعصاب خود شروع کنید زیرا آنها میدانند که چه بر سر شما آمده است؛ یا حتی می توانید برای دسترسی به توصیه های روانپزشکی، با انجمن ام اس خود تماس بگیرید. مهم است که با روانپزشکی که با ام اس سر و کار داشته و آن را میفهمد ارتباط داشته باشید، زیرا معیارهای افسردگی باید به درستی تفسیر و اعمال شوند، و داروهای مناسب تجویز گردند یا در صورت ایجاد مشکل در آنها تغییر داده شود.

افسردگی و ام اس رابطه پیچیده ای دارند، زیرا هر یک می تواند دیگری را تشدید کند. افسردگی علائمی مشابه ام اس دارد، بنابراین تشخیص اینکه کدام بیماری مقصر است، دشوار میباشد. درست مانند بیماری ام اس، افسردگی نیز قابل درمان است. همه ما مشکلات خود را داریم ولی افسردگی می تواند روند بیماری ما را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا میتواند در میزان مراقبت بیمار از خود تأثیر بگذارد.

تشخیص بین غم و افسردگی مهم است. غم و اندوه احساسی عادی است که همه در مقاطع مختلفی از زندگی خود تجربه میکنند. گمان برده میشود که 50٪ از مبتلایان به ام اس در دوره ای از زندگی خود، علائم افسردگی ماژور یا مینور را خواهند داشت. تخمین زده می شود که در هر زمانی حدود 15٪ از مبتلایان به ام اس افسرده هستند. اگر افسردگی درمان نشود، ممکن است منجر به خودکشی گردد. مطالعات نشان داده که افراد مبتلا به ام اس بین 2 تا 8 برابر بیشتر از جمعیت عمومی احتمال خودکشی دارند.

بهترین معیار های افسردگی بالینی

غم شما بیشتر اوقات افسرده، غمگین یا گریان هستید. این حالت میتواند مورد توجه شما قرار گیرد، اما اگر دیگران نیز متوجه آن شوند مهم است.
از دست دادن علاقه شما علاقه و لذت خود را نسبت به بیشتر کارهایی که قبلاً دوست داشتید انجام دهید، از دست داده اید.
تغییر اشتها اشتهای شما خیلی کمتر یا خیلی بیشتر از حد معمول است. شما بدون تلاش برای رژیم گرفتن یا افزایش وزن، وزنتان را کاهش یا افزایش داده اید (بیش از 5٪ در یک ماه).
مشکلات خواب شما روزانه یا خیلی زیاد میخوابید یا به سختی به خواب میروید.
تحریک روانی-حرکتی (Psychomotor agitation) شما چنان آشفته و بی قرار هستید و سرعت کندی دارید که دیگران متوجه آن می شوند.
خستگی شما خسته اید و انرژی ندارید.
احساس گناه نسبت به کارهایی که انجام داده اید یا انجام نداده اید احساس بی ارزشی یا گناه بیش از حد می کنید.
مشکلات شناختی شما در تمرکز، سازماندهی افکار خود یا تصمیم گیری به صورت روزانه مشکل دارید.
افکار خودکشی احساس میکنید بهتر است که مرده باشید یا در مورد خودکشی فکر میکنید.

معیار های اضافی برای افسردگی بالینی

این علائم به قدری شدید هستند که می توانند برنامه روزانه شما را برهم بزنند، کار شما را به طور جدی مختل کنند یا در روابط شما تداخل ایجاد کنند.
افسردگی شما دلیل خاصی مانند الکل، داروها، عوارض جانبی دارو یا بیماری جسمی ندارد. (این معیار ممکن است گیج کننده باشد زیرا ام اس باعث افسردگی میشود و میتواند عارضه جانبی برخی از DMT های ام اس یا سایر داروها باشد. مراجعه به پزشکی که آشنایی به درمان افسردگی ام اس دارد بسیار مهم است تا معیارها به طور مناسب تفسیر و اعمال شوند.)
افسردگی شما فقط یک واکنش طبیعی در برابر مرگ یکی از عزیزان شما نیست.
همچنین ممکن است موارد زیر را احساس یا تجربه کنید: گریه غیرقابل کنترل، تحریک پذیری، دردهای غیر قابل توضیح، درد معده و مشکلات گوارشی، کاهش میل جنسی یا سردرد.

عوامل بروز افسردگی ناشی از ام اس

افسردگی واکنشی یا موقعیتی

افسردگی می تواند واکنشی نسبت به تشخیص ام اس و همچنین بروز علائم جدید – که توانایی انجام کارها را محدود می کند یا باعث ناراحتی میشود – باشد. همچنین می تواند ناشی از واکنش های دوستان یا همسر شما باشد. افسردگی همچنین می تواند ناشی از ترس از چیزهای ناشناخته باشد ، زیرا شما از خود سوالاتی در مورد توانایی های آینده خود می کنید تا بتوانید زندگی مورد نظر خود را داشته باشید.

افسردگی ارگانیک

افسردگی همچنین ممکن است در نتیجه از بین رفتن میلین در مناطق اصلی مغز باشد، اگرچه مطالعات نتوانسته اند محل دقیق این مناطق را مشخص کنند. بافت اسکار می تواند در مناطقی از مغز ایجاد شود که احساسات را کنترل می کند. همچنین این ضایعات میتواند ارتباطی با بیماری ام اس نداشته باشد، به خصوص اگر سابقه افسردگی در خانواده شما وجود داشته باشد. تخمین زده می شود که 15٪ از جمعیت عمومی در طول زندگی خود یک دوره افسردگی را تجربه میکنند.

عوارض جانبی دارو

افسردگی همچنین ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی هنگام مصرف داروهای خاصی که برای درمان ام اس استفاده می شوند – مانند بتاسرون (Betaseron) و آونکس (Avonex) – ایجاد شود. همچنین استروئیدها می توانند باعث دوره های بیش فعالی و سرخوشی و به دنبال آن دوره “فروپاشی (Letdown)” شوند.

افتراق افسردگی از اندوه طبیعی

چه چیزی افسردگی را از غم و اندوه متمایز می کند؟ تأثیرات بیولوژیکی بر افسردگی متنوع است، اما می تواند شامل سوءتغذیه، وراثت، هورمون ها، فصول، استرس، بیماری، سوءعملکرد انتقال دهنده عصبی، قرار گرفتن طولانی مدت در معرض رطوبت و کپک و آئروسل (Aerosol) باشد. همچنین بین مشکلات طولانی مدت خواب و افسردگی همبستگی وجود دارد. مشخص شده است که تا 90 درصد بیماران مبتلا به افسردگی دارای مشکلات خواب هستند.

اغلب تشخیص افسردگی از غم و اندوه دشوار است. مبتلایان به ام اس ممکن است دچار ناتوانی هایی شوند؛ به عنوان مثال توانایی کار کردن، راه رفتن یا انجام برخی از فعالیتها در اوقات فراغت. اندوه ناشی از این فقدان ها ممکن است شبیه افسردگی باشد. با این حال، غم و اندوه به طور کلی محدود به زمان است و خود به خود برطرف می شود. علاوه بر این، شخصی که غم و اندوهی را تجربه می کند، گاهی ممکن است بتواند از برخی از فعالیت های زندگی لذت ببرد.

افسردگی بالینی پایدارتر و بی وقفه تر است و علائم آن حداقل دو هفته و گاهی تا چند ماه ادامه دارد. تشخیص بین ناراحتی های ملایم و روزمره ای که همه ما گهگاهی تجربه می کنیم، و غم و اندوه و افسردگی بالینی مهم است. افسردگی بالینی – که باید توسط یک متخصص بهداشت روان تشخیص داده شود – یک بیماری جدی بوده و باعث ایجاد علائم شدیدی می شود که به عنوان دوره های افسردگی ماژور (Major depression episodes) شناخته می شوند.

افسردگی ماژور یک بیماری جدی است که خانواده، زندگی شغلی یا تحصیلی فرد، عادت های خواب و غذا خوردن و سلامت عمومی او را تحت تأثیر قرار میدهد. تأثیر آن بر عملکرد و رفاه فرد با بیماریهای مزمن پزشکی مانند ام اس برابر است.

فردی که دچار یک دوره افسردگی ماژور است معمولاً خلق و خوی بسیار غم آلودی را نشان می دهد که همه جنبه های زندگی او را فرا گرفته و ناتوانی در لذت بردن از فعالیت های فرح بخش قبلی را به همراه دارد. افراد افسرده ممکن است مملوء از افکار و احساسات بی ارزش بودن، احساس گناه یا پشیمانی نامناسب، درماندگی، ناامیدی و نفرت از خود شده یا آنها را نشخوار ذهنی کنند. علائم دیگر شامل ضعف تمرکز و حافظه، کنار رفتن از موقعیت ها و فعالیت های اجتماعی، کاهش میل جنسی و افکار مرگ یا خودکشی است. بی خوابی با الگوی معمول زود بیدار شدن و ناتوانی در به خواب رفتن در این افراد معمول است.

در افسردگی ماژور، اشتها اغلب کاهش می یابد و در نتیجه کاهش وزن ایجاد می شود، اگرچه گاهی اوقات افزایش اشتها و افزایش وزن رخ میدهد. فرد ممکن است علائم جسمی متعددی مانند خستگی، سردرد یا مشکلات گوارشی را گزارش کند. خانواده و دوستان ممکن است متوجه شوند که رفتار فرد یا برانگیخته یا بی حال است. علائم افراد افسرده مسن ممکن است از نوع اختلال شناختی با شروعی اخیر باشد؛ مانند فراموشی و کند شدن شدیدتر حرکات. افراد افسرده در موارد شدید ممکن است علائمی از روان پریشی مانند توهم یا به ندرت هذیان هایی داشته باشند که معمولاً ماهیتی ناخوشایند دارند.

میانگین امتیازات 4.8 / 5. تعداد امتیازات 34

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا